اینم هندونه شب یلدا ..خودت بزن زیر بغلت
شب یلدا شده نزدیک ای دوست ...برای هم بیا هندونه گردیم
یلدا چه شبی است؟
مراسم و مناسبتها
شب يلدا يا شب چله
( مراسم نوئل و بابا نوئل )
ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.
در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .
دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن ?دي? نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.
يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .
واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .
آيا مي دانيد حكايت درخت كريسمس و ستاره بالاي آن چيست ؟
از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان در اين شب به تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن ?رهبربزرگ? را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي ? به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد.
ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست،
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت
آيين شب يلدا يا شب چله
صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .
برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .
ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.
فال حافظ و شاهنامه خواني
يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، ?فال حافظ گرفتن? است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.
شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.
************ ***
شب چله (یلدا)
شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
رضا مرادی غیاث آبادی
دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام ?شب چله? یا ?شب یلدا? نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.
خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میكند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد و آنرا گرامی و فرخنده میداشتند.
در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمههای آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكیهای فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام ?خوره روز? (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار میكنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز ?كریست? بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام ?دی? به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد.
نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (كه هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام ?خرم روز? یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام ?ناواسارد? یاد شده است كه با واژه اوستایی ?نوسرذه? به معنای ?سال نو? در پیوند است.
هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز میكوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده میكتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف میشود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام ?عید نود روز? یاد میكند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.
امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی ?بازه هور? در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود.
هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود.
************ *
پبشینهٔ جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است .
این جشن در ماه پارسی ?دی? قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی.
یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن ? میلاد? است(زیرا برخی معتقدند که مسیح در چنین شبی به دنیا آمده است ). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر ?میترا? میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و ? میزد? نثار می کردند. ?میزد? نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را ? میزد? می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند . امری که از شواهد تاریخی حکایت می کند این است که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی و یا میتراییسم برگرفته شده است . مانند تولد مسیح در یک آقل که برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می باشد , نیز از این آیین کهن آریایی گرفته شده است و همچنین درخت سرو مهر با ستاره ای بر فرازش که همکنون در دیگر کشورها به درخت کاج تبدیل شده است ( ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می کند تا به میترا در غار برسند - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود ) .
جشن یلدا و عادات مرسوم در آن
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند . در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
روی شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، لبتان مانند پسته خندان ،
عمرتان به بلندای شب یلدا و غمهایتان به کوتاهی روزش باد
یلدا آمد
شب یلداتون مبارک
با سلامی ، قفل خاموشی ز لبها باز کرد
میتوان همسا یه را بار د گر همسا یه دید
ا ز صمیم دل سخن از آ شنائی سا ز کرد
میتوا ن با همتی درهای زندان را گشود
با ل اندر با ل آزا دی د می پروا ز کرد
میتوان زخم دل مام وطن را چاره جست
غنچه های خنده بر لبهای دختش باز کرد
میتوان نام شهیدان را به هر شعری سرود
سینه را با عطر پاک یاد شان دمساز کرد
میتوان فارغ شد از این نکبت دیرینه سال
ز ند گا نی را ز نو با فرهی آ غا ز کرد
میتوان میخانه را از شعر حافظ پر نمود
د مبدم نوش ا ز می مرد افکن شیراز کرد
میتوان بی ترس ازتکفیر واز تعزیر و حد
د ست د ر آغوش گرم د لبری طنا ز کرد
میتوان از عاشقی بس قصه ها گفت و شنید
نغمه ی " میخواهمت" را هرکجا آواز کرد
میشود یکبار دیگر مهربانی ساز کرد ؟
با نگاهی، عاشقی را میشود آغاز کرد؟
میشود در آ سمان بیکر ا ن د یده ای
پرکشید و تا فراسوی افق پروا ز کرد؟
میشود خون شد به رگهای عطشناکی دوید
با تپیدن های نبضی بوسه را آغاز کرد؟
میشود بی پا و سر، ویرانه شد دیوانه وار
قصه های عاشقی در هرگذر آواز کرد؟
میشود آهسته در پیراهنی همچون نسیم
نرم نرمک تا درون سینه ای ره باز کرد؟
میشود لب شد سراپا و هزاران بوسه را
درسکوتی پر هیاهو با لبی همراز کرد؟
میشود یک لحظه در گلزارچشمانی نشست
شکوه های بی حد از آن نرگس پرناز کرد؟
میشود در عطر راز آمیز گیسوئی چمید
وارهید ازخویش و دل همراه آن طناز کرد؟
میشود خاموشی دیرینه را درهم شکست
نغمه ی جانپرور"میخواهمت"را ساز کرد؟
شخصیت شناسی
شكل گيري شخصيت در خانواده های دو فرزندی
دو پسر در خانواده مرفه
تربيت و شخصيت دو پسر بستگي به فرهنگ حاكم بر خانواده داردكه به كدام سوگرايش دارند . اگر فرهنگ خانواده كاملاً مادي باشد ، آن دو پسر هم به سوي ماديات گرايش مي يابند . در عين حال چون پسر بزرگ بيشتر مورد توجه است و روي او اعتبار بيشتري باز شده است حالت اقتدار بيشتري دارد ، مسئوليت پذير و كاري است و در انجام كارها ساعي است و از خود تنبلي نشان نمي دهد .
در حالي كه دومي تا حدودي تنبل است و از اقتدار كمتري برخوردار است . از سوي ديگر به دليل وجود امكانات ، اين بچه ها با هم درگير نشده و كاري به كار هم ندارند .
دو پسر در خانواده فقير و معمولي
پسر اول مدام نظارت پدر را بر خود احساس مي كند . او دائم از سوي پدر و مادر تحت كنترل است . از اين رو كوچكترين عمل او زير ذره بين برده شده و مورد نقد و بررسي است . و با شدت با آن برخورد مي شود . پسر اول معمولاً احساس دوگانه اي در خود دارد . از يك سو مدام به او تذكر مي دهند كه بزرگتر است ، بايد گذشت كند ، رفتار بزرگترها را داشته باشد حتّي رفتارهاي بچه گانه را انجام ندهد ، از سوي ديگر مدام در حال امر و نهي شدن است . در حالي كه در مقايسه با پسر دوم راحت تر و آزادتر است . معمولاً پسر بزرگتر رفتارهاي پدر را تقليد كرده و همان روش را برسر برادر كوچك انتقال مي دهد .
يك نكته هم در مورد فرزند بزرگ پسر آن است كه پس از ازدواج علاقه دارد ، در رابطه با همسر خود در برخي موارد حالت كودكانه يافته و همسر ش نقش مادري را هم ايفاء كند.
معمولاً پسر دوم بيشتر سركوفت مي شود در نتيجه اراده اي ضعيف تر دارد ، پسر اول حالت حاكميت و آمريت دارد . به اين جهت روحيه رهبري در او قوي است ، به عكس در پسر دوم كه حالت رهبري كمتر و آرام تر است .
اگر پدر و مادر به بچه اول بيشتر از بچه دوم توجه كنند ، دومي آرام و خمود مي شود ، حتي ممكن است احساس افسردگي داشته باشد. زيرا تصور مي كند وجود او اهميت چنداني در خانه ندارد و كسي به او اعتنا و توجهي ندارد ،لذا تمايل به گوشه نشيني و انزوا مي يابد .
حال به عكس اگر در خانواده توجه كمتر به پسر بزرگتر باشد . پسر دوم شرور ، تهاجمي و بي تربيت مي شود ، زيرا پدر و مادر به دليل توجه بيش از حد به او ، او را لوس و بي مسئوليت بار مي آورند . اين فرد در زندگي عملي خود هم فاقد پشتكار و انضباط است و پس از ازدواج اين موضوع را به خانواده خود نيز تسري خواهد داد .
دختر ? پسر
اگر فرزند اول دختر و فرزند دوم پسر باشد . حالت حاكم بر روابط خواهر و برادر بر محور لجبازي است ، چون معمولاً پسرها مورد توجه زياد والدين هستند ( در مقايسه با دخترها) از سوي ديگر دختر بزرگ ناچار است كارهاي خانه را هم انجام دهد ، اما توجه و پاداش ها به طرف پسر كوچك تر منتقل مي شود . اين مسأله هم سبب برخورد رقابت آميز برادر و خواهر و توسعه لج بازي ميان آنها مي شود . اين رابطه به صورت مداوم تكرار شده و ادامه مي يابد . در اين وضع هر دو در صدد اعمال سلطه هستند ، لچ بازي سبب مي شود ، آنها حالت يكدندگي يافته و در همه خواستهاي خويش بدون توجه به ديگري پافشاري كنند .
پسر ? دختر
در صورتيكه در ميان خانواده دو فرزندي ، فرزند اول پسر و دومي دختر باشد . پسر حالت تحكم و رهبري دارد. دنبال اعمال سلطه و حاكميت است . اما دختر حالت مادرانه مي يابد. از سويي تصور مي كند كه هم طراز برادر بزرگش است . احساس كوچك بودن ندارد . اما از آنجا كه مادر هم از او توقعاتي دارد ، لذا احساس مادر بودن دارد.
دختر ? دختر
اگر در خانواده دو فرزند. هر دو دختر باشند ، در نتيجه نوعي رقابت ميان دو فرزند آغاز و توسعه مي يابد . زيرا هر دو آنها مي كوشند حالت مادرانه داشته باشند . اما به هر حال معمولاً در خانواده ايراني بچه اول بيشتر حالت مادرانه مي يابد و حالت دومي در اين مورد عقب تر و كمتر است .
در خانواده هاي مرفه تفاوت ميان دو دختر زياد نمي باشد . دختر دوم از لحاظ عاطفي به پدر و مادر وابستگي بيشتر دارد . لذا احساس عدم امنيت بيشتري دارد . دختر اول فكر مي كند به اندازه دختر كوچك به او توجه نمي كنند . لذا ممكن است ساكت و گوشه گير شود ، اما به هر حال در كار يكديگر مداخله نمي كنند .
در خانواده معمولي دختر اول سعي دارد پا جاي پاي مادر بگذارد ، از اين رومي كوشد بر دختر دوم اعمال سلطه كرده و به او دستور داده و تحكم نمايد . دختر دوم از اراده ضعيف تري برخوردار است و اعتماد به نفس زيادي ندارد .
داستان هفته
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود "لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیداری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!
ترجيح ميدم دور تو بگردم چون تو قلبت قد يه دنياست
مهم نيست که جواب ميدی يا نه،
مهمم نيست که برات مهمم يا نه،
مهم نيست دوستم داری يا نه،
مهم اينه که تو مهمی!!
و در کدامين غروب خواهم رفت،
اما دوست دارم تا آخرين لحظه تو را سر کار بذارم
اما من باور نميکردم تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چقدر زحمت کشيدی.
آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!!
خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!!
تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!!
ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!!
هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!!
پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن
بزرگمهر
ميگه خيار!
ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟
ميگه با چايی شيرين بخور نظرت عوض ميشه !
Agar didi javani bar dirakhti ista karda
Ke didi az ghami hijrane yarash sikta karda
Bedan yarash bar Oo neyrang karda
Hami chishmanash az ashk shushta karda
.
.
.
اینم رمز موفقیت من
.
.
.
.
8574067438574845458 43867139056384
??????????????????
به خدا خوشبختی نمیاره، برگرد سر خونه زندگیت
<>
\/
چیه؟ دلم خواسته الکی اینجا وایسم!
ديروز رفتم دکتر
گفت اس ام اس (آف) خونم کم شده!
ميتونی برام کاری کنی؟
تنها شيطان است که ميتواند سر مخابرات کلاه بذارد ...!!!
ولی گاهی به ياد آور رفيقی را
که ميدانی نخواهی رفت از يادش...
آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ
آن را پوست بکنيد و
به دنبال دوستی باشيد تا با او قسمت کنيد
زندگی همان روزهایی بودکه
زود سپری شدنش را آرزو میکردیم
فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
...
...
...
نرو پایین
...
...
بی خیال شو
...
...
یادت باشه من اولین کسی بودن که یلدا رو بهت تبریک گفتم!
صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که
زود به زود عاشق می شوند. روسکین

