کتاب خونه
ترکه میره کتاب خونه بعد از ۲ ساعت کتابشو میره پس میده و میگه شخصیت زیاد داست ولی داستان نداشت> کتاب دار میگه پس تو بودی دفتر تلفن منو برداشته بودی؟
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
شعر
مانده نگاهم به دل پنجره ... تر شده از هجرت تو خاطره ... کوچه پر از حسرت دیوانگیست ... خانه تهی از نفس زندگیست .... بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت ... پر زد و آواره شد و برنگشت .... لذت بیداری یلدا تویی ... تازه ترین رکن تمنا تویی ... چشم تو اغاز پریشانیم ... هجرت تو علت ویرانیم
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
فاصله
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست, شايد آن خنده كه امروز دريغش كردي، آخرين فرصت همراهي ماست
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
رنگ زرد
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني افسرده و دلتنگ چرا مثل مني من عاشق اويم که رنگم شده زرد تو عاشق کيستي که هم رنگ منی
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
شعار جدید 22 بهمن
شعار جدید 22 بهمن : 22لیتر بنزین ریختیم - تو موتور گازی رفتیم دختر بازی - الله یاور ماست - 110 دنبال ماست
+ نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد
+ نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 10:12 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نه خطی گوشی ی چشمم!
نه خطّي گوشه ي چشمم! نه رنگي بر لب و گونه ... اتاق خواب من خالي ... ز عطر وحشي پونه !... ... دوباره روي تخت من ... كتاب شعر و خودكارم! و تعدادي ورق پاره ... برو!...از عشق بيزارم
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
كامپيوترها به 4 دليل دخترند:
كامپيوترها به 4 دليل دخترند: 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره! 2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن! 3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره! 4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد! خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
از چارلی چاپلین پرسیدند خوش بختی چیست؟
از چارلی چاپلین پرسیدند خوش بختی چیست؟ پاسخ داد : فاصله ی این بدبختی تا بدبختی بعدی خوش بختی است
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بابا كجايي؟ نيستي؟ تو پيستي؟ توريستي
بابا كجايي؟ نيستي؟ تو پيستي؟ توريستي ؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟ راستي با اين كه ياد ما نيستي; ولي اول ليستي; يعني بيست بيستيبابا كجايي؟ نيستي؟ تو پيستي؟ توريستي ؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟ راستي با اين كه ياد ما نيستي; ولي اول ليستي; يعني بيست بيستي
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی مثل شطرنج میمونه ..
زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ... ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عشق به اعضاي خانه
عشق به اعضاي خانه
دختری با مادرش مرافعه داشت . او بسیار عصبانی شد و از خانه بیرون رفت . پس از طی راه طولانی ، هنگامی که از یک فروشگاه کیک عبور می کرد ، احساس گرسنگی کرد . اما جیب دختر را بید خورده و حتی یک یوان هم نداشت .
صاحب فروشگاه یک زن سالخورده مهربان بود . پیرزن دید که دختر درمقابل کیکها ایستاده و به آنها نگاه می کند ، از وی پرسید : عزیزم ، گرسنه ای ؟ دختر سرش را تکان داد و گفت : بله ، اما پول ندارم . پیرزن لبخندی زد و گفت : عیب ندارد . مهمان من هستی . پیرزن کیک و یک فنجان شیر برای دختر آورد . دختر بسیار سپاسگذار شد . اما فقط کمی کیک خورد و سپس اشکهایش بر گونه ها و روی کیک جاری شد . پیرزن از دختر پرسید : عزیزم ، چه شده است ؟ دختر اشکهایش را پاک کرد و گفت : چیزی نیست . من فقط بسیار از شما تشکر می کنم . با وجود آنکه شما من را نمی شناسید ، به من کیک دادید . من با مادرم دعوا کردم . اما مادرم من را بیرون رانده و به من گفت : دیگر به خانه باز نگرد .
پیرزن با شنیدن سخنان دختر گفت : عزیزم ، چطور می توانی این گونه فکر کنی ؟ فکر بکنی ، من فقط یک کیک به تو دادم ، اما تو بسیار از من تشکر می کنی . مادرت سالها برای تو غذا درست کرده است ، چرا از او تشکر نمی کنی و چرا با او عوا می کنی ؟ دختر مدتی سکوت کرد . سپس با عجله کیک را خورد و به طرف خانه دوید . هنگامی که به خانه رسید ، دید که مادر در مقابل در انتظار می کشد . مادر با دیدن دختر بی درنگ خنده ای کرد و به دختر گفت : عزیزم ، عجله کن غذا درست کرده ام . اگر دیر کنی ، غذا سرد خواهد شد . در این موقع ، اشکهای دختر بار دیگر جاری شد . آری دوستان ، بعضی اوقات ، ما از نیکی و مهربانی دیگران تشکر می کنیم ، اما مهربانی اعضای خانواده مان را نادیده می گیریم .
دوستان عزیز ، آیا شما در زندگی تان با چنین مسئله ای روبرو شده اید ؟ بله ، عشق به اعضای خانواده سزاوار ستایش است .
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در زندگی راههای زیادی برای رسیدن به آزادی هست
در زندگی راههای زیادی برای رسیدن به آزادی هست فقط باید بهای آن را پرداخت رسالت تا آزادی 800تومان انقلاب تا آزادی 300تومان تجریش تا آزادی 1000تومان
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
غضنفر میگن مبارک باشه
به غضنفر میگن مبارک باشه ازدواج کردی. میگه دائمی نیست اعتباری !!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد
اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آدم منطقی خودشو با دنیا سازگار می کنه
آدم منطقی خودشو با دنیا سازگار می کنه ولی آدم غیر منطقی سعی می کنه دنیا رو با خودش سازگار کنه . بنابراین تمام پیشرفتهای دنیا رو مدیون آدم های غیر منطقی هستیـــم
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اغلب آنهایی پيروز و موفق می شوند
اغلب آنهایی پيروز و موفق می شوند که کمتر تعریف و تمجید شنيده باشند.
رابله
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 5:43 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
19 بار بهت خنديدم
19 بار بهت خنديدم. 18 بار به من اخم کردي. 17 بار از دستم خسته شدي. ولي 16 بار ديگه سعي کردم و 15 جمله عاشقونه را 14 بار به 13 زبان و 12 لهجه و 11 روز و روزي 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم. اما تو 8 بار قهر کردي. 7 بار صورتت رو از من برگردوندي و من 6 بار برات مردم. 5 بار قربونت رفتم و 4 بار نازتو کشيدم. تو 3 بار ناز کردي و 2 بار خنديدي و جونمو به لب رسوندي تا 1 بار بگي دوستم داري
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دوست دارم تو سیب باشی و من
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد
خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو کي اداره کنه؟.....
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر زندگي 100 دليل براي گريه کردن
اگر زندگي 100 دليل براي گريه کردن نشانت داد تو 1000 دليل براي خنديدن نشانش بده
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کاش قلبم درد تنهايي نداشت
کاش قلبم درد تنهايي نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟
اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مر دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادند :*
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روزگار همیشه بهار نیست گاهی ابر سیاهی
روزگار همیشه بهار نیست گاهی ابر سیاهی بر ان سایبان مرگ می افکند و بهترین دوست و همدم را از هم جدا می کند روزی که از من جدا چندان مهم نیست به خاطرات گذشته مان فکر کن و برو
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است
اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آنکه به صبح می اندیشد
آنکه به صبح می اندیشد ، هميشه می خندد.
گوته
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
یه سوال چند وقته ذخنه منو مشغول کرده
یه سوال چند وقته ذهنه منو مشغول کرده! یه پشت کنکوری درمونده باید کجا درس بخونه؟ ۱-خونتون ۲-خونشون ۳-اتاق تمساح ها ۴-زیر مبل
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
یه کار برات پیدا کردم تو مرغ داریه
یه کار برات پیدا کردم تو مرغ داریه کار سختی نیست فقط وقتی مرغ ها روسر می برن تو جوجه ها رو دلداری میدي
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر در زندگي جرات عاشق شدن
اگر در زندگي جرات عاشق شدن را نداري حداقل شعور معشوق بودن را داشته باش
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به ترکه ميگن بستني کيم رو چه جوري مي خورن؟
به ترکه ميگن بستني کيم رو چه جوري مي خورن؟ ميگه: ميذارن لاي بربري ، سيخشو در ميارن
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگه عاشق شدي و مي خواي به عشقت
اگه عاشق شدي و مي خواي به عشقت برسي به توصيه ي زير توجه كن .................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................. . . . . . . . . . اي شيطون ، مچتو گرفتم حالا تعريف كن طرف كيه ؟
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دو تا تركه نشسته بودن يه گوشه
دو تا تركه نشسته بودن يه گوشه و سكوت كرده بودن بعد يكشون ميگه بسته ديگه بيا در باره ي يه موضوع ديگه سكوت كنيم
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
لره میره دانشگاه به دو دلیل می فهمن لره
لره میره دانشگاه به دو دلیل می فهمن لره: 1-سامسونتشو تو زنبیل میذاشته 2- وقتی استاد تخته رو پاک میکرده اونم دفترشو پاک می کرده
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت
روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت که در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد. پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند.
پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم ترین قلعه را برایش بسازند. معماران بی درنگ بی آن که هیچ سهل انگاری و معطلی نشان بدهند، دست به کار شدند. آنها از مکان های مختلف سنگ های محکم و بزرگ را به آنجا منتقل کردند و روز و شب به ساختن قلعه پرداختند. سرانجام یک روز پیش از روز مقرر قلعه آماده شد. پادشاه از قلعه راضی شد و با خوش قولی و شرافتمندانه به همه معماران جایزه داد. سپس ورزیده ترین پاسداران خود را در اطراف قلعه گماشت.
پادشاه در آستانه روز وقوع حادثه به گفته پیش گو، وارد اتاق سری شد که از همه جا مخفی تر و ایمن تر بود. اما پیش از آن که کمی احساس راحتی کند، متوجه شد که حتی در این اتاق سری هم چند شعاع آفتاب دیده می شود. او فورا به زیر دستان خود دستور داد که هر چه زودتر همه شکاف های این اتاق سری را هم پر کنند تا از ورود حادثه و بلا از این راه ها هم جلوگیری شود.
سرانجام پادشاه احساس کرد آسوده خاطر شده است. چرا که گمان کرد خود را کاملا از جهان خارج، حتی از نور و هوایش، جدا کرده است.
معلوم است که پادشاه خیلی زود در اتاق بدون هوا خفه شد و مرد. پیش گویی منجم پادشاه به حقیقت پیوسته بود و سرنوشت شوم طبق گفته پیش گو رقم خورده بود! معنی این داستان را می توان به قلب انسان ها از جمله خود ما تشبیه کرد. در دل ما هم قلعه بسیار محکمی وجود دارد. این قلعه با مواد مختلفی محکم تر از سنگ ساخته شده است. این مواد چیزی به جز خشم و نفرت، گله و شکایت، خود خوار شمردن و غرور و کبر، شتاب، تعصب و بدبینی و ... نیستند. با این مواد واقعا هم می توان قلعه دل را محکم و محکم و باز هم محکم تر کرد و دیگران را پشت درهای آن گذاشت. همان طور که این پادشاه عمل کرد. قلعه قلب ما هر چه محکم تر و کم منفذتر باشد، احساس خفگی ما هم شدیدتر خواهد بود.
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
رشت و حومه
به رشتیه میگن بگو به جون زن و بچم . میگه: به جون رشت و حومه
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
سه تا ابله
اصفهونیه و رشتیه و ترکه با هم یه جا کار میکردن .یک روز ساعت ناهار اصفهونیه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه قورمه سبزیه.میگه اگه فردام قورمه سبزی باشه من خودمو از این برج پرت میکنم پایین.رشتیه غذاشو باز میکنه میبینه کله ماهیه .اونم همینو میگه.ترکه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه کوفتست .حالش بهم میخوره میگه منم اگه فردا باز تو این ظرف کوفته بود خودمو از این برج میندازم پایین.فردا هر سه نفر میان سر کار و در غذا ها رو باز میکنن و از قضا هر سه تکراری بوده و اینام خودشونو میندازن پایین.خلاصه پلیس میاد و اخر سر زن هاشونو مقصر میدونه.زن اصفهونیه میگه: من نمیدونستم .تو خونه هر وقت قورمه سبزی درست میکردیم این میخورد.زن رشتیه میگه:اووو! تو رشت همه کله ماهی میخورن من روحمم خبر نداشت این دوست نداره.زن ترکه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم ، این خودش واسه خودش غذا درست میکرد
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
لره
لره ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ازش ميپرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! ميبرنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان ميپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همهچي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا" لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، ميپرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي ميشند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز ميگذره ، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز ميكنند، لره داد ميزنه: داداش اون درو ببند، يخ كرديم
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
کفتر
يه روز يه ياروكفتر بازه ميشنوه تو قزوين كفتري هستش كه با يه بال پرواز ميكنه ميره و اونو ميخره ميبره شهر ، خودشون ولي ميبينه كفتره بادو بال پرواز ميكنه شاكي ميشه برميگرده قزوين پيش فروشندش ميگه عوضي ، اين كه درست پرواز ميكنه !!! يارو ميگه بالام جان اينجا گزوينه و اين كفترم از ترس كونش يه بالشو ، ميگيره در كونش و پرواز ميكنه
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
پیرمرد
يارو تو قزوين بوده پولش افتاده بوده زمين....ولي دولا نميشده برش داره ، يه پيرمرده مياد بهش ميگه بالام جان چرا پولتو بر نميداري...؟؟ يارو ميگه: بابا اينجا قزوينه...خطرناكه...پيرمرده ميگه: نه بابا اين حرفا ماله قديمه...اينجا عوض شده. يارو ميگه راستي؟؟؟پير مرده ميگه: آره بابايارو تا دولا ميشه پولشو برداره پيرمرد ..................يارو شاکي ميشه ميگه:مرتيكه عوضي مگه نگفتي اينجا عوض شده... اين كارا ماله قديمه؟؟؟؟ پير مرد ميگه: خوب بالام جان منم ماله قديمم ديگه
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
زن رشتیه
رشتيه رفته بوده ماموريت ، زنش ح ش ري شده بوده ، خودشو مي ماليده به تخت ، مي گفته : من مرد مي خوام ، من مرد مي خوام پسرشم اين صحنه رو میبینه. فرداش هم زنه با يه مرد رو همون تخت مشغول بودن پسره هم خودشو مي ماله به تخت و مي گه : دوچرخه مي خوام ، دوچرخه مي خوام
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
شاید زندگی قصه ای است
شاید زندگی قصه ای است که کودکان از آن آگاهند که زندگی را با گریه آغاز می کنند.
پوشکین
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
رشتیه
رشتيه ميره خونه، زنش با چشم گريون بهش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن! يه يارو منو وسط خيابون كرد! رشتيه خيلي شاكي ميشه و به غيرتش بر ميخوره، ميگه: بيا نشونم بده ببينم كدوم بيناموسي بوده تا خواهر مادرشو يكي كنم! زنه ميبردش جلوي يك قهوه خونه، يك يارو سبيل كلفته رو نشون ميده، ميگه اون يارو بود. رشتيه ميگه: اونو ميگي؟ بابا ولش كن، اين بابا ديوونست! خود منم تا حالا بيست بار وسط خيابون كرده .
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
صدای بغض تو می آید از کرانه
صدای بغض تو می آید از کرانه دور طنین هق هق من میرود به همراه باد نه د ر کلام تو یک وازه بلیغ سرور نه.... نه در روایت من یک نشان ز گفته شاد بگو چه چاره کنم
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
شکسپير ميگه:::
شکسپير ميگه:::طوري نيست آدم به خاطر کسي که دوستش داره غرورشو از دست بده اما اين فاجعه است که به خاطر غرورش کسي رو که دوست داره از دست بده
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
غضنفر ميره بالا درخت چنار
غضنفر ميره بالا درخت چنار . ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگن الاغ اون درخت چناره. ميگه الاغ خودتي، توت تو جيبمه!
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
وسرانجام عاشق در وجود معشوق می میرد
وسرانجام عاشق در وجود معشوق می میرد. اما در معشوق,مرگ راه ندارد پس عاشق در معشوق متولد می شودو خود معشوق می گردد. معشوق نیز در عاشق,اّشکار میگردد. و عاشق در می یابدکه معشوق خودش بوده وعاشق حقیقی. همان معشوق بوده. این گونه است که عشق و عاشق ومعشوق یکی بودهاند و یکی هستند. ((((در حضور الهی, این چنین زندگی کنید اّنگاه رستگارید
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی فرصت بس کوتاهیست...
زندگی فرصت بس کوتاهیست...تا بدانیم که مرگ... آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک... نفس سبزبهاری جاریست
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آن که مست آمد ودستی به دل ما زد
آن که مست آمد ودستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ترکه داشته دعا مي کرده،
ترکه داشته دعا مي کرده، ميگفته: خدايا مرا نيامرز... ميگن: بابا اين چه جور دعا کردنه!؟ ميگه: آخه دارم شکسته نفسي مي کنم
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
شکسپیر گفته
شکسپیر گفته : برای لذت بردن از زندگی کافی است کمی احمق باشی. خوشحالم که لا اقل تو یکی از زندگیت لذت می بری
فرستاده شده توسط :
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگي مستطيلي است
زندگي مستطيلي است
به طول خاطرات
به عرض مشكلات
به قطر دوستي
به رنگ آفتاب
به محيط نفرت
و به مساحت عشق
فرستاده شده توسط :
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هر روز ما آف هامونو باز مي کنيم
هر روز ما آف هامونو باز مي کنيم و پيام هايي رو که دوستامون فرستادن مي خونيم ... اما تا حالا چند بار "قرآن" رو باز کرديم تا پيام هايي رو که خداوند فرستاده بخونيم.
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خدايا ! انديشه و احساس مرا در سطحي
خدايا ! انديشه و احساس مرا در سطحي پايين مياوَر که زرنگيهاي حقير و پستيهاي نکبت بار و پليدِ اين شبه آدمهاي اندک را متوجه شوم. چه ، دوست مي دارم بزرگواري "گول خور" باشم تا همچون اينان کوچکواري "گول زن" دکتر علي شريعتي
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
لا لا لا بخواب دنيا خسيسه
لا لا لا بخواب دنيا خسيسه... واسه كمتر كسي خوب مينويسه... يكي لبهاش هميشه غرق خنده س... يكي پلكهاش تو خواب هم خيسه خيسه
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به تركه ميگن :
به تركه ميگن : اين خيابون كجا ميره؟ تركه ميگه : والا من چهل سال تو اين خيابون زندگي ميكنم , نديدم اين خيابون جايي بره
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سلام عزيزم؛شنيدم
سلام عزيزم؛شنيدم پنج شنبه آينده جشن نامزديته تبريک ميگم ؛ واقعا خوشحال شدم . . . ستاد مبارزه با افسردگي دختران دم بخت
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خياروهلو و سيب جلوي شماست
خياروهلو و سيب جلوي شماست. بين اين 3 ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟ (تمرکز کنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي شخصيّت خود را مطابق جوابتان در بايين صفحه بيابيد.) . . . جواب: اگر هلو را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که هلو دوست دارد! اگر سيب را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که سيب دوست دارد! اگر خيار را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که خيار دوست دارد
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دروغ پسرانه
دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان) 2.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا)3.تا اخرش با هاتم(ولي از نوع بشنو باور نکن) 4.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) 5.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) 6.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز اون يکي) 7.دوستت دارم(دروغ سال)که مد شده
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بهترين نوع پاسخ به هر سوالی پاسخي است
بهترين نوع پاسخ به هر سوالی پاسخي است که مثل ميني ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابيت موضوع حفظ شود
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هیچ وقت به
هیچ وقت به خودت مغرور نشو. برگ ها وقتی می افتند که فکر می کنند طلا شده اند.
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
از ترکه مي پرسن خواهرت دختر زائيده يا پسر؟
از ترکه مي پرسن خواهرت دختر زائيده يا پسر؟ ميگه به من اطلاع ندادن, هنوز نميدونم دايي شدم يا خاله
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر
زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰ برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است
گر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است @@@ محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
كاش مي شد توي روزگارت توي
كاش مي شد توي روزگارت توي بهار موندگارت ميون اين همه يارت من باشم دار و ندارت
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:29 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Y...!
Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Ye Yehoyi delam barat tang shod...!
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گاهی آدم طوری از کسی مهربونی میبینه که
گاهی آدم طوری از کسی مهربونی میبینه که دیگه نمی تونه ازش دل بکنه ... تمام بدی های دنیارو به خوبی های اون می بخشه... از تموم دورنگی های دنیا به خاطر یکرنگیه اون می گذره
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج ميكنند،
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج ميكنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق ميدهند، و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج ميكنند
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نظر خود را در مورد قالب جدید لطفا بگویید
این قالب خوبه یا همون قبلیه بهتره
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نصيحت انگليسي
نصيحت انگليسي : با تمام فقر هرگز محبت را گدايي نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خريداري نکن ... مسلما آنچه که بدست مي آيد .. عشق و محبت نخواهد بود
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 5:52 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هميشه تصور كن توي يه دنياي شيشه اي
هميشه تصور كن توي يه دنياي شيشه اي زندگي ميكني پس مراقب باش به طرف كسي سنگ نندازي چون اول دنياي خودتو مي شكني
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من آن موشم که دارای دو گوشم
من آن موشم که دارای دو گوشم!شبیه فلفلم پر جنب و جوشم.قدیمی شد پنیر و نان برایم.اگر رانی نشد نوشابه نوشم !!! سال موشتون مبارک باشه
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ترکه بی هوا
ترکه بی هوا میاد تو خونه خفه میشه
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
وقتي كسي اذيتت ميكنه 42 تا ماهيچه
وقتي كسي اذيتت ميكنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه براي اينكه اخم كني !!!!!!! اما فقط 4 تا ماهيچه برا اينكه دستت و دراز كني تا بكوبي پشت كله اش استفاده ميشه
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |