جلسة اول از معلمش مي پرسه:
اين چراغ رنگيه چيه؟!
يارو مياد سركارش بگذاره،
ميگه: اين چراغ راهنماييه؛
وقتي سبزه يعني اهل تهران برن،
وقتي زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده و قبول ميشه،
روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه.
افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار!
لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو
قاضي بهش ميگه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد ميزنه: اي كثافت بي شرف!
دوباره قاضي ميگه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد محترم ميگه: اي بچه فلانه كثيف خارفلان مادربهمان!
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني ميشه و ميگه: آقاي فرد محترم جامعه، ميدونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار ميشم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
فرد محترم ميگه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله كه همسايهي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!
ترکه میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
ترکه میگه یه کاری کن مردم به من نگن خر.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...
.
سال اول = ()()
.
سال دوم = ( . )
.
سال سوم = ( o )
.
سال چهارم = ( () )
.
شانس آورد فقط لیسانس بود!
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه
4 تا سوأل هست. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب :
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
اسم پنجمی چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
براش سوره بنی اسرائیل می افته
اونم از مسابقه انصراف می ده!!!
دوستش: به نظرت ۲ سال یکم زیاد نیست ؟
لره: نه بابا رو جعبش نوشته ۷ تا ۴ سال
1- Beri beri (kambode vitamin B)
2- beri bedi (kambode pool)
3- bedi beri (kambode vaght)
4- bedi bedi (kharabe zati)
5- bedi begi (kambode aghl)
6- begi nadi (bad gholi)
7- beri nadi (chatr bazi
ميگه : حالا بيا يه دست تخته بزنيم ، بازي تموم ميشه مياد بره ، دوستش ميگه : بدون شام که نميشه.شام ميخوره مياد بره ، دوستش
ميگه دير وقته! بخواب فردا برو، ميخوابه. صبح مياد بره دوستش ميگه : با شيکم خالي؟ بمون بعد صبحونه برو ، يارو ميگه : نه ديگه..
خانم بچه ها تو ماشين منتظرند
...
...
...
...
...
...
با تو... مامانم نمی ذاره
