در پاسخ نامه ام گل یخ دادی
در پاسخ نامه ام گل یخ دادی هربار مرا وعده دوزخ دادی یک بار برو کلاس خیاطی عشق شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من فرمولي براي موفقيت بلد نيستم
من فرمولي براي موفقيت بلد نيستم ولي فرمول شکست را خوب مي دانم و آن اين است که سعي کني همه را راضي نگه داري
+ نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
امشب وسعت شانه هايت
امشب وسعت شانه هايت را کم آورده ام شانه هايي که هيچگاه سر برويشان نگذاشته ام
+ نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است .
+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بنويس دوستت دارم آخه ميدونی
بنويس دوستت دارم آخه ميدونی آدما گاهی اوقات خيلی زود حرفهاشونو از ياد میبرن ولي يه نوشته , به اين سادگيها پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس
+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
صبر کردن دردناک است و فراموش
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش...؟!
+ نوشته شده در جمعه 7 تیر1387ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
مثل ماهی توی تنگ قلب تو بودم من
مثل ماهی توی تنگ قلب تو بودم من - اما غم تو و این دنیا ما رو بیهم کرد - حالا بی تو تک و تنها دارم میمیرم
+ نوشته شده در جمعه 7 تیر1387ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پدرم می گفت عاشقی یك شب است
پدرم می گفت عاشقی یك شب است و پشیمانی هزار شب حالا هزار شب پشیمانم ;كه چرا یك شب عاشق نبودم
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حداقل یادش دادم که وقتی شکست لبه ی تیزش ،دست اونی رو که شکستش نبره
+ نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عشق رو گدايي نكن چون
عشق رو گدايي نكن چون معمولا چيز خوبي به گدا نمي دن
+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر به خانه ي من آمدي
اگر به خانه ي من آمدي ، براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه ي خوشبختي بنگرم
+ نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 1:37 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دل هیچکس نمی سوزد برای حال
دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سر خاکم
+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 9:10 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
صادقانه پذيرفتم
صادقانه پذيرفتم... چه فريبنده آغوشت برايم باز شد... چه ابلهانه با تو خوش بودم.. چه كودكانه همه چيزم شدي... چه زود نيازمندت شدم... چه حقيرانه تركم كردي... چه ناجوانمردانه واژه غريب خداحافظي به ميان آمد...چه بي رحمانه من سوختم ... ولي هنوزم دوست دارم غريبه
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند
فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود
+ نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 4:19 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دیروز در دادگاه دلم،
دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یاد تو بود، (آيا) حق من اعدام بود؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 2:31 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
مردن ان نيست كه در خاك سياه دفن شوم
مردن ان نيست كه در خاك سياه دفن شوم مردن ان است كه از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 1:50 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده
خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد
+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
كوچيك كه بوديم تنها كفشامون
كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه
+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
انقدر ارزوهايم را به گور بردم
انقدر ارزوهايم را به گور بردم كه ديگه جايي براي جسدم نيست!
+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
صدای بغض تو می آید از کرانه
صدای بغض تو می آید از کرانه دور طنین هق هق من میرود به همراه باد نه د ر کلام تو یک وازه بلیغ سرور نه.... نه در روایت من یک نشان ز گفته شاد بگو چه چاره کنم
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بغض.....بزرگترين نوع اعتراضه
بغض.....بزرگترين نوع اعتراضه! اگه بشکنه،ديگه اعتراض نيست! التماسه
+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
كوير سرد عشق اين سخن
كوير سرد عشق اين سخن از من بگير مرگ تو مرگ من است پس تمنا مي كنم هر گز نمير
+ نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگه از بوي گلي خوشت
اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون
+ نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر کسي يکبار به تو خيانت کرد، اين
اگر کسي يکبار به تو خيانت کرد، اين اشتباه از اوست. اگر کسي دوبار به تو خيانت کرد، اين اشتباه از توست
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تو به من خندی و نمی دانستی من
تو به من خندی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید دی غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت
+ نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
لعنت به این زندگی
لعنت به این زندگی .... وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است. وقتی که خندیدیم گفتن دیوونه است. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه. وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه. حالا ام که عاشقیم می گن گناهه
+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
-3=1 قلب که برای
۲-3=1 قلب که برای تو میتپه 1+1=2 چشم که همیشه منتظرتن 3+4=7 روز هفته که دلم واست تنگ میشه. بازم تو میگی کمه؟؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 7:3 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بچه که بودم دستانم
بچه که بودم دستانم را از دستان نگراني که مراقبم بود رها مي کردم و آرزويم بود که تنها يک بار هم که شده تنها از خيابان رد شوم حالا که ديگر نمي شود بچه بود و فقط مي شود عاشق بود از سر بچگي هرچه وسط خيابان زندگي سر به هوا مي دوم هيچ کس حاضر نمي شود دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري
گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري پس مطمئن هستم مرا هم دوست داري گفتي نميخواهي ببارم عشق اما شعر غريبي را که گفتم دوست داري
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سوختم باران بزن شاید
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی ، شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی ، آه باران من سراپای وجودم آتش است ، پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 5:37 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
براي شنيدن صداي كه دوستش
براي شنيدن صداي كه دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را كه آن سوي سيم ها كسي بي احساس ميگويد:
برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد !!!!
برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد !!!!
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
واقعیت زندگی
اوايل حالش خوب بود ؛ نميدونم چرا يهو زد به سرش. حالش اصلا طبيعي نبود .همش بهم نگاه ميكرد و ميخنديد. به خودم گفتم : عجب غلطي كردم قبول كردم ها.... اما ديگه براي اين حرفا دير شده بود. بايد تا برگشتن اونا از عروسي پيشش ميموندم.
خوب يه جورائي اونا هم حق داشتن كه اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن يهو ميزد به سرش و ديوونه ميشد ممكن بود همه چيزو به هم بريزه وكلي آبرو ريزي ميشد.
اونشب براي اينكه آرومش كنم سعي كردم بيشتر بش نزديك بشم وباش صحبت كنم. بعضي وقتا خوب بود ولي گاهي دوباره به هم ميريخت. يه بار بي مقدمه گفت : توهم از اون قرصها داري؟ قبل از اينكه چيزي بگم گفت : وقتي از اونا ميخورم حالم خيلي خوب ميشه . انگار دارم رو ابرا راه ميرم....روي ابرا كسي بهم نميگه ديوونه...! بعد با بغض پرسيد تو هم فكر ميكني من ديوونه ام؟؟؟ ... اما اون از من ديوونه تره . بعد بلند خنديد وگفت : آخه به من ميگفت دوستت دارم . اما با يكي ديگه عروسي كرد و بعد آروم گفت : امشبم عروسيشه....
خوب يه جورائي اونا هم حق داشتن كه اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن يهو ميزد به سرش و ديوونه ميشد ممكن بود همه چيزو به هم بريزه وكلي آبرو ريزي ميشد.
اونشب براي اينكه آرومش كنم سعي كردم بيشتر بش نزديك بشم وباش صحبت كنم. بعضي وقتا خوب بود ولي گاهي دوباره به هم ميريخت. يه بار بي مقدمه گفت : توهم از اون قرصها داري؟ قبل از اينكه چيزي بگم گفت : وقتي از اونا ميخورم حالم خيلي خوب ميشه . انگار دارم رو ابرا راه ميرم....روي ابرا كسي بهم نميگه ديوونه...! بعد با بغض پرسيد تو هم فكر ميكني من ديوونه ام؟؟؟ ... اما اون از من ديوونه تره . بعد بلند خنديد وگفت : آخه به من ميگفت دوستت دارم . اما با يكي ديگه عروسي كرد و بعد آروم گفت : امشبم عروسيشه....
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
به تو سپرده بودمش،
به تو سپرده بودمش، به هزار و یک امید و امروز برای هزار و یکمین بار دلمو میبرم تا شکستگیشو گچ بگیرم....
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
باز هم ثانيه ها اسم تورا جار زدن و دقايق
باز هم ثانيه ها اسم تورا جار زدن و دقايق همه امشب به تو تکرار زدن وسکوتي که دراين عقربها ميچرخيد نکند در دل تو اسم مرا دار زدن
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 8:15 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگه يه عابر باشم
اگه يه عابر باشم اسير طوفان شن کاشکي سرابم تو باشي پر از گناهم اگر رها شده بي خبر کاشکي گناهم تو باشي اگر تمام تنم دو چشم خسته باشه کاشکي نگاهم تو باشي
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
لحظه ها گذرا و خاطرات
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
همیشه از خوبی های آدما واسه
همیشه از خوبی های آدما واسه خودت دیوار بساز ، پس هر وقت در حقت بدی کردن ، فقط یه آجر از دیوار بردار ، بی انصافیه اگه دیوار رو خراب کنی ...
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی یه
میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی یه آدم چیه ؟ وقتی بفهمی واسه کسی که تمام زندگیته فقط یه تجربه ای ...
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پرنده هيچگاه
پرنده هيچگاه از بال زدن در آسمان آبي خسته نشد ؛ تنها زماني خسته شد كه كسي در لانه چشم انتظارش نبود ...
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
وقتی که دیگر نبود من
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیاز مند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم وقتی
که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی
او تمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن
که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی
او تمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن
فرستاده شده توسط: سیندرلا
+ نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من به آمار زمين مشكوكم اگر
من به آمار زمين مشكوكم اگر اين شهر پراز آدمهاست؛ پس چرا اين همه دلها تنهاست
+ نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هميشه شنيده بوديم
هميشه شنيده بوديم که سنگ سخت است اما من به چشم ديدم دلي که با هيچ سنگي نميشکست چگونه با کلامي خرد شد
+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
عشق يعني
عشق يعني بزرگ کردن يک چيز به اندازه ي دنيا و کوچک کردن دنيا به اندازه ي يک چيز،زندگي کردن،تلف بودن،پلاسيدن،نطفه اي را پرورش دادن براي زندگي کردن،و اين تکرار تکرار است،اگر زندگي را دوست داشتم هيچوقت موقع تولد گريه نميکردم
+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
لحظه ها را گذراندیم که
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل از اینکه لحظه ها همان خوشبختی بودند
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اين وزن آواز من است
اين وزن آواز من است اگر مرا بسيار دوست بداري شايد حس تو صادقانه نباشد
من تو را چون عشق در سر كرده ام
من تو را چون شعر از بر كرده ام
من گل ياد تو را همچون خزان
در خيال خويش پر پر كرده ام
بي وفايي كردي و عاقل شدي !
من به عشق شومت عادت كرده ام
عشق ورزيدن به تو درد است درد!
من ز درد خويش هجرت كرده ام
كمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پايان نرسد
من به كم هم قانعم و اگر عشق تو اندك، اما صادقانه باشد من راضي ام
دوستي پايدار، از هر چيزي بالاتر است
مرا كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
اين وزن آواز من است بگو تا زماني كه زنده اي،
دوستم داري!
و من تمام عشق خود را به تو پيشكش مي كنم
من تو را چون عشق در سر كرده ام
من تو را چون شعر از بر كرده ام
من گل ياد تو را همچون خزان
در خيال خويش پر پر كرده ام
بي وفايي كردي و عاقل شدي !
من به عشق شومت عادت كرده ام
عشق ورزيدن به تو درد است درد!
من ز درد خويش هجرت كرده ام
كمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پايان نرسد
من به كم هم قانعم و اگر عشق تو اندك، اما صادقانه باشد من راضي ام
دوستي پايدار، از هر چيزي بالاتر است
مرا كم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
اين وزن آواز من است بگو تا زماني كه زنده اي،
دوستم داري!
و من تمام عشق خود را به تو پيشكش مي كنم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليكن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شكستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليكن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شكستم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ماهي شده بود باورش
ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه همسرش,ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش.............
+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
دلم تنگ است اين شبها يقين دارم
دلم تنگ است اين شبها يقين دارم که ميداني صداي غربت من را از احساسم توميخواني شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين ببار اي ابر پاييزي که دردم را تو ميداني ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم چرا اي مرکب عشقم چنين آهسته مي راني تپشهاي دل خستم چه بي تاب و هراسانند به من آخر بگو اي دل چرا امشب پريشاني دلم درياي خون است و پر از امواج بي ساحل درون سينه ام آري تو آن موج هراساني همواره قلب بيمارم به ياد تو شود روشن چه فرقي ميکند اما ، تو که اين را نميداني
+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خواستم برای از دست دادنت
خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم دیدم تمام اشکهایم را برای به دست اوردنت ریخته ام .
+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نگاه ساکت باران
نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم
+ نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |

