ما كه همسايه اشكيم
ما كه همسايه اشكيم ولى با دل تنگ/ گر لبى خنده كند ياد شما مى افتيم.
+ نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
شادی بهانه ای برای زندگیست
شادی بهانه ای برای زندگیست تمام لحظه هایت سرشار از این بهانه
سرمایه عمر یک نفس است , ان نفس برای یک هم نفس است , وقتی نفسی با نفسی هم نفس است , ان نفس برای یک عمر بس است
+ نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود
در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود..در هياهوي مترسکها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها....شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود. دست در دست پرنده،بال در بال..نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود کاش مي شد حرفي از « کاش ميشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود
+ نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 8:22 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آسمان وقف نگاهت گل من
آسمان وقف نگاهت گل من / مانده ام چشم براهت گل من / هر کجا هستي و باشي گويم / که خدا پشت و پناهت گل من
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من بی پناهم تو بی گناهی
من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گفتمش تو می روی من چه کنم
گفتمش تو می روی من چه کنم ؟ عکس رخساره ماهش را داد گفتمش همدم شبهایم کو ؟ تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد
+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هر چند که نام من ز لبت محو گشت و مرد یاد مرا چگونه فراموش می کنی ؟ " آغوش من به روی اجل بازمانده " ای یار بگو تو با که دست در آغوش می کنی ؟
+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سالها بود تورا ميكردم همه شب
سالها بود تورا ميكردم همه شب تابه سحرگاه دعا ياد داري كه به من ميدادي درس ازادگي ومهرووفا همه كردند چرا من نكنم وصف روي گل زيباي تورا تا ته دسته فرو خواهم كرد خنجر خودبه گلوگاه نگاه تو اگرخم نشوي تو نرود قدرعناي تواز اين درگاه
+ نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ديگه دور شديم از هم فاصله هامون زياد شده
ديگه دور شديم از هم فاصله هامون زياد شده - زدي و شکستي رفتي دلي که عاشقت شده - خيلي بد کردي با من دلت از سنگ و آهن - رفتي و چشم به راهم
+ نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کاش میشد تا کنی باور مرا اشک چشم
کاش میشد تا کنی باور مرا اشک چشم و آه سوزان مرا کاش میشد در زمان بی کسی حس کنی سردی دستان مرا گفتمت عشقم به تو از جان فزون است گفتمت سوز دلم از جان برون است در جوابم : خنده ایی آلوده و آتش میان دوده و درد دلم افزوده و... اکنون میان حادثه یا خاطره زهری بدل خاری به پای من ، چنین بیهوده بی حاصل نگاهم همچنان مانده به ساحل
+ نوشته شده در جمعه 7 تیر1387ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 11:12 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اه ساکت باران
اه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 11:2 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گله ميكرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطهمان ايميلي
گله ميكرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطهمان ايميلي
حيف از آن رابطهي انساني - كه چنين شد كه خودت ميداني
عشق وقتي بشود داتكامي - حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را - برده يا داتنت و داتارگ تو را
بهرت ايميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك
به درك گر دل من غمگين است - به درك گر غم سنگين است
به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك
آنقدر دلخورم از اين ايميلم - كه به اين رابطه هم بيميلم
مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن
OFF كن كامپيوتر را جانم - يار من باشد و ببين من ON ام
اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست
نامه يك حالت ديگر دارد - خط تو لطف مكرر دارد
خسته از Font و ز Format شدهام - دلخور از گردالي @ (ات) شدهام
كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون
باشه فردا تلفن خواهم كرد - هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد
زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي - ديگر از من نرسد ايميلي
نامهاي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه
اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه فرصت نداد که"زمرمه هاي دلتنگي ام"به سوي تو پر گيرند. کاش بيايي همراه نسيم عشق؛از پشت پنجره نيمه باز رو به قلبم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
همیشه نبودنت کنارم ،مرا می آزارد
همیشه نبودنت کنارم ،مرا می آزارد و من عجیب بهانه گیر می شوم . ...... تو اما........لبخند مهربانت ، ماندگار پیوست می شود بر سکوت
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نگاهم ياد باران كرده امشب ،مرا سر .
نگاهم ياد باران كرده امشب ،مرا سر در گريبان كرده امشب ،غم و فرياد من از اين وان نيست،دلم ياد رفيقان كرده امشب.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم
معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف . ب . پ . ت . ث . چهار . پنج . شش . هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: اي . بي . سي . چهل . پنجاه . شصت . هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا . بتا . ستا . چهارتا . پنجتا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج . پنج . شش . هفت...
+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری
عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری* من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم *شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام
+ نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 5:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر که دلسوخته اي با تو غريبه نيستم
اگر که دلسوخته اي با تو غريبه نيستم که به تو بغض عشق را غزل غزل گريستم
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني
+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 3:53 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من را تو نگر ز چشم غمخوار
من را تو نگر ز چشم غمخوار ديوانه ي خود ديو نپندار من را تو مخوان غريبه اي يار اين عشق مرا حقير مشمار
+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بیــا تا از همــه دنیا رهـا شیـم بیا مانند روح آدما شیم بیاتا
بیــا تا از همــه دنیا رهـا شیـم بیا مانند روح آدما شیم بیاتا از میون این همه درد یه درمونی واسه دیوونه ها شیم بیــا تا از میون این ضوابط یه پارتی ای واسه رابطه ها
+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 12:24 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اي به داد من رسيده تو روزاي سختي
اي به داد من رسيده تو روزاي سختي من اي چراغ مهربوني تو شباي وحشت من ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوريت واسه من شده عادت
+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کنار آشيان تو آشيانه مي کنم
کنار آشيان تو آشيانه مي کنم فضايه آشيانه را پر از ترانه مي کنم کسي سوال مي کند بخاطر چه زنده اي؟ و من براي زندگي تو را بهانه مي کنم
+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 11:26 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تنها بهانه - دفتر سرنوشت
تنها بهانه
من دارم از تو می گم
از تو که تو خیالمی
تویی که تو پاییزو زمستونا ، بهارمی
یه دل شیشه ای پر از ترک دادی به من
که بگی تو زندگی همین رسم ادمی؟
من همینم که می بینی! بی مرام
هنوزم یادم نرفته که تو تک ستارمی
چرا ارزوی من نشد بر اورده ، چرا؟
میونه این ارزوها تو فقط ارزوی محالمی
من که هر چی شعر بگم تمامشون وصف تو
پس بدون برای شعرایی که میگم
تو فقط بهانمی
دفتر سرنوشت
شاید این رسم زمونست که ما با هم نباشیم
شایدم که سرنوشت تو دفترش نوشته ازهم جداشیم
من نمی فهمم چرا چرخه ی سرنوشت با ما راه نمیاد
چرا ما فقط نمیتونیم تو قلب این زمونه جا بشیم
من از این فرم نگاه اسمون خوشم میاد
وقتی پا به پای هم تو گریه ها همدل و همصدا میشیم
همیشه حرف خودم حرف دلم نیست به خدا!!
حرف دل همیشه اینه که باید برای هم فدا بشیم
اگه روزی نشه که تو در کنارم بمونی
تو رو جون من تو هم دعا بکن
بریم از رنگ خود خدا بشیم
(آیدا پدیده)
فرستاده شده توسط : Www.Emb2.Blogfa.Com
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
شعر
مانده نگاهم به دل پنجره ... تر شده از هجرت تو خاطره ... کوچه پر از حسرت دیوانگیست ... خانه تهی از نفس زندگیست .... بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت ... پر زد و آواره شد و برنگشت .... لذت بیداری یلدا تویی ... تازه ترین رکن تمنا تویی ... چشم تو اغاز پریشانیم ... هجرت تو علت ویرانیم
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
کاش قلبم درد تنهايي نداشت
کاش قلبم درد تنهايي نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آن که مست آمد ودستی به دل ما زد
آن که مست آمد ودستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
لا لا لا بخواب دنيا خسيسه
لا لا لا بخواب دنيا خسيسه... واسه كمتر كسي خوب مينويسه... يكي لبهاش هميشه غرق خنده س... يكي پلكهاش تو خواب هم خيسه خيسه
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دلت شاد و لبت خندان بماند
دلت شاد و لبت خندان بماند"برايت عمرجاويدان بماند" "خدارا ميدهم سوگند برعشق" هرآن خواهي برايت آن بماند"بپايت ثروتي افزون بريزد "که چشم دشمنت حيران بماند" تنت سالم سرايت سبز باشد " برايت زندگي آسان بماند
+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
براي دلاي پردرد گاهي من سنگ صبورم،یه
براي دلاي پردرد گاهي من سنگ صبورم،یه روزی ساکت و خاموش یه روزي شوخُ شرورم،بعضي وقتا مثه دريام،بعضي وقتا مثه خشكي،گاهی رنگی، گاهی آبی،گاهی ساده رنگ مشکی،يه روزي يكه و تنهام يه روزي تو جمع مردم،یه روزی پیدای پیدا یه روزی می شم گم ِگم
+ نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اتل متل جدايي، عروسكم كجايي؟گاو
اتل متل جدايي، عروسكم كجايي؟گاو حسن پريشون،يه دل داره پرازخون،عشقم رفت هندستون،خونه ام شده قبرستون،يه عشق ديگه بردار،يه دنياغصه بردار،اسمشو بذاربچگي،تااخرزندگي ...آچين وواچين تموم شد،عمرمنم حروم شد
+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سر تابوت شاهان را اگر در گور بگشايند
سر تابوت شاهان را اگر در گور بگشايند .:. فتاده در يکي کنجي، دو پاره استخوان بيني
+ نوشته شده در جمعه 9 فروردین1387ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
برای نخستین بار پس از سالها
برای نخستین بار پس از سالها و بی آنکه روز اول فروردین با هیچیک از ایام سوگواری قرین باشد، نغمه باستانی نوروزی هنگام تحویل سال از هیچیک از شبکه های تلویزیونی ایران پخش نشد. این نغمه که شیوه نواختن و سازهایی که با آن نواخته می شود، گواه از تعلق آن به کهنترین لایه های موسیقی ایرانی دارد، در گوش هر ایرانی یادآور تحویل سال نوست و با وجود دگرگونی اساسی برنامه ها و سیاستهای رادیو تلویزیون ایران پس از انقلاب همچنان پابرجا ماند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 9:18 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ساقیا پیمانه ایرا لبریز کن هر چه داری
ساقیا پیمانه ایرا لبریز کن هر چه دا ری در دهان سرریز کن ساقیامی ده که مدهوشم کند بی خبر از حال و بیهوشم کند ساقیا درد من را درمان نما جرعه ای می در دل ودر جان نما ساقیا محتاج درمان توام در سرای دل نگهبان توام ساقیا درمان دردم دست توست این دل بشکسته ام درشصت توست
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر دريا دلي ساحل که دارم ... چرا
اگر دريا دلي ساحل که دارم ... چرا مجنون نشي محمل که دارم ...به من طعنه نزن عاشق نبودي .....اگر دلبر ندارم دل که دارم...
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من تشنگي .تو تشنگي .كاش
من تشنگي .تو تشنگي .كاش كه نمي گذشت بچگي/من بي وفا. تو بيوفا.چي كار كنه خدا با ما/من انتظار تو انتظار.من باريدم تو هم ببار/من اعتماد .تو اعتماد.عشقو چراداديم به باد؟/تو خستگي .من خستگي.پس چيه معنيش زندگي؟/من پر درد.تو پر درد. پاييز واسه چي ميشه زرد؟/منم كه تو .تو هم كه من.پس زير وعده هات نزن./من خاطره .تو خاطره .بمون تا يادمون نره/من آرزو .تو آرزو.پس آرزو كن و بگو.
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اتل متل يك مورچه، قدم ميزد تو كوچه،
اتل متل يك مورچه، قدم ميزد تو كوچه، اومد يه كفش ولگرد،پاي اونو لگد كرد، مورچه يه پاشكسته، راه نميره نشسته، با برگي پاشو بسته، نميتونه كار كنه، دونه ها رو باركنه، تولونه انبار كنه، مورچه جونم تو ماهي، عيب نداره سياهي، خوب بشه پات الهي
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگي آرام است،
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
می آمدیم و کـله من گیج و منگ بود
می آمدیم و کـله من گیج و منگ بود
انگـار جـیوه در دل من آب می کـنند
پـیـچـیده صحـنه های زمین و زمان به هـم
خاموش و خوفـناک هـمه می گـریختـند
می گـشت آسمان که بـکوبد به مغـز من
دنیا به پـیش چـشم گـنهـکار من سیاه
یک ناله ضعـیف هـم از پـی دوان دوان
می آمد و به گـوش من آهـسته می خلیـد:
تـنـهـا شـدی پـسـر!
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
همان رنگ و همان روی
همان رنگ و همان روی
همان برگ و همان بار
همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز
همان شرم و همان ناز
همان برگ سپید به مثل ژاله ی ژاله به مثل اشک نگونسار
همان جلوه و رخسار
نه پژمرده شود هیچ
نه افسرده ، که افسردگی روی
خورد آب ز پژمردگی دل
ولی در پس این چهره دلی نیست
گرش برگ و بری هست
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اي دوست به جز عشق تو
اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نيست
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
جبران خلیل جبران
جبران خلیل جبران : ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 8:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ويرانه نه آن است که جمشيد بنا ساخت
ويرانه نه آن است که جمشيد بنا ساخت
ويرانه نه آن است که فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست که با هر نگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عکس تو رو طاقچه قلب منه
عکس تو رو طاقچه قلب منه
بهترين خاطره عمر منه
دل اگه بخواد بيفته بشکنه
عکستو طوري گذاشتم نشکنه
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
يک بوسه ز لبهاي تو در خواب گرفتم
يک بوسه ز لبهاي تو در خواب گرفتم
انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم
هرگز نتواني تو ز من دور بماني
چون عکس تو در سينه خود قاب گرفتم
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
چنديست که بيمار وفايت شده ام
چنديست که بيمار وفايت شده ام
در بستر غم چشم براهت شده ام
اين را تو بدان اگر بميرم روزي
مسئول تويي که من فدايت شده ام
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم .
آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم .
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم .
از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب .
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم .
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان
ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان
ديدي ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد
آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد
یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم که رنگم شده زرد
تو عاشق کيستي که هم رنگ منی
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
باز در كلبه ي عشق
باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
+ نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگي برگ بودن
زندگي برگ بودن در مسير باد نيست امتحان ريشه هاست؛ ريشه هم هرگز اسير باد نيست
+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
تا كدوم ستاره دنبال تو باشم
تا كدوم ستاره دنبال تو باشم
تا كجا بي خبر از حال تو باشم
مگه ميشه از تو دل بريد و دل كند
بگو مي خوام تا ابد مال تو باشم
از كسي نيس كه نشوني تو نگيرم
به تو روزي ميرسم من كه بميرم
هنوزم جاي دو دستات خالي مونده
تا قيامت توي دستاي حقيرم
خاك هر جاده نشسته روي دوشم
كي مياد روزي كه با تو روبرو شم
من كه از اول قصه گفته بودم
غير تو با سايه م نمي جوشم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 4:20 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش
تقديم به او كه نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي كسي تنگ است كه آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند .ولنتاين مبارك
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 4:19 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون
آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون
يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي
دست بكشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات
حس كنم كنارمي ، تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاكمون ، يه جشن كوچك بگيريم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي كاش دلم امشب بگريد، شايد كه بغض عشق در چشمانم بشكند....
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تو مثل راز بهاري و
تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:34 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آخرین
اخرین تبسم تلخم را به یادگار داشته باش وقتی در اوج افتادگی برای تو از خودم، از اولین و اخرین ترانه زندگیم گذشتم و رفتن سایه وارم برای حرمت حریمت بود ای دوست
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به من گفتی بمان
به من گفتی بمان . . . ماندم غزل خواندم جدا از من مشو هرگز که من در غربت عشق تو جا ماندن
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اسم این شهر
اسم این شهر عجیب است بیا برگردیم، قصد این قوم فریب است بیا برگردیم، آن که یک روز دل به نگاهش دادیم خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق بازیچه شهر است ولی در دل ما دختر عشق نجیب است بیا برگردیم
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پيداست هنوز شقايق نشدي
پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پر من
پر من باز ولي رفته ز يادم پرواز
من كه پرواز ندانم چه كنم با پر باز
+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
انقدر دوستت دارم
انقدر دوستت دارم که خدا داند این اسرار فقط باد صبا داند نخوا هم گل که گل بی اعتبار است تمام عمر گل فصل بهار است تو را خواهم از گلها ی عالم که عطر تو همیشه موندگار است
+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عمریست که ویران شده ام
عمریست که ویران شده ام ساکت سرد پریشون شده ام تا تو ایی و مرا در یا بی من اسیر شب طو فان شده ام
+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در دیاری
در دیاری كه در او نیست كسی یار كسی ، كاش یا رب كه نیفتد به كسی كار كسی
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشقی
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
چه می شد
چه می شد گر دل آشفته من هر چشم تو عادت نمی کرد و ای کاش از نخست آن چشمهایت مرا آواره غربت نمی کرد چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت میان راز چشمان تو می ماند تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد تمام سایه روشن های احساس پر از آرامش مهتابیت بود و لیکن شاعر اینه ها هم
+ نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در بیداری لحظه ها
در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغزید مرغی روشن فرود آمد و لبخند گیج مرا برچید و پرید ابری پیدا شد و بخار سرشکم را در شتاب شفافش نوشید نسیمی برهنه و بی پایان سر کرد و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت درختی تابان پیکرم را در ریشه سیاهش بلعید طوفانی سر رسید و جاپایم را ربود نگاهی به روی نهر خروشان خم شد تصویری شکست خیالی از هم گسیخت
+ نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
امشب
امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره میبارد در سکوت سپید کاغذها پنجه هایم جرقه میکارد شعر دیوانه تب آلودم شرمگین از شیار خواهشها پیکرش را دوباره می سوزد عطش جاودان آتشها آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی چرا حذر کردن
+ نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تکیه
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست/دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست /آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند/بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 6:34 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نگاه
نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
وفای
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کاش
کاش گل باغ بهارت بودم اندر قفس عشق هزارت بودم اي کاش به هر سو که نظر ميکردي من مردمک چشم خمارت بود
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
قصه
قصه نیستم، که بگویی... نغمه نیستم، که بخوانی... صدا نیستم، که بشنوی... یا چیزی چنان که ببینی... یا چیزی چنان که بدانی ... من درد مشترکم.. مرا فریاد کن..
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
فکر
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سال ها
سال ها پرسيدم از خود كيستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چيستم؟ ديدمش امروز و دانستم كنون او به جز من ، من به جز او نيستم
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی زیباست
زندگی زیباست - زشتی های آن تقصیر ماست - در مسیرش هرچه نازیباست - آن تدبیر ماست - زندگی آب روانیست روان میگذرد - هرچه تقدیر من و توست همان میگذرد
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تنها ترین
تنها ترين تنها منم سرگشته و رسوا منم آه اي فلك اي آسمان تا كي ستم بر عاشقان بشنو تو فرياد مرا آه اي خداي مهربان عشق تو خوابي بود و بس نقش سرابي بود و بس اين آمدن اين رفتنم رنج و عذابي بود و بس اي فلك بازي چرخ تو نازم بي گمان آمدم تا كه ببازم اي دريغا كه شد دو چشم سياهي قبله گاه من و روي نمازم تو اي ساغر هستي، به كامم ننشستي .ندانم كه چه بودي ندانم كه چه هستي
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بدی های
بدی های من چه هستند جز شرم و عجز خوبی های من از بیان کردن جز ناله اسارت خوبی های من در این دنیا تا چشم کار می کند دیوار است، دیوار است و دیوار است و جیره بندی آفتاب است و قحطی فرصت است و ترس است و خفگی است و حقارت است ........
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نه گلایه
نه گلايه دارم از تو نه ديگه شكايتي نه يه قصه رو لبامه نه ديگه حكايتي شب تا صبح تو خلوتم به يادِ تو سر مي كنم دارم انگار كه ديگه خالي تو باور مي كنم چه جوري به دل بگم از سر راه تو بره دلي كه شكسته و هنوز برات منتظره كاش مي شد كه از گذشته ها برات حرف بزنم بعدِ سال ها نتونستم كه ازت دل بكنم يه اتاق قدِ قفس براي گريه هام بسه آيينه بي تاب و قراره واسه تو دل واپسه نه غزل مونده تو شعرم نه ديگه ترانه اي كه برات بسازم از نو شب عاشقانه اي يادگار
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روز
روز معراج عجب غوغاییست حمله بر پیکر غم برد گی کردن آن خفاشان فتح زندان به دستان امیر روز معراج سپید است سپید روز معراج من آن رو ز است که رجز می خواند آسمان بر دل سنگین زمین شوق رفتن دارم ....
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من به
من به آواز دل چلچله ها می اندیشم من به ژرقای کلام من به احساس پر قمری ها نزدیکم امتداد نگه مادر را آتش عشق نهان را همه را می بینم من صدای تپش قلب یک شبنم را می شنوم
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آرزو
آرزو می کر دم که تو خواننده شعرم باشی راستی شعر مرا می خوانی؟ نه دریغا هرگز باورم نیست که خواننده شعرم باشی کاشکی شعر مرا می خواندی
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سخر
سحرگاهان كه شبنم آيتى از پاك بودن را به گلها هديه مى بخشد.
به آن محراب پاكش آرزو كردم,
برايت خوب ديدن؛
خوب بودن؛
خوب ماندن را
+ نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سخر
سحرگاهان كه شبنم آيتى از پاك بودن را به گلها هديه مى بخشد.
به آن محراب پاكش آرزو كردم,
برايت خوب ديدن؛
خوب بودن؛
خوب ماندن را
+ نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
از این
از اين همه درد هرچي بگم بازم كمه رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگيم با يك بغل شعرو غزل كه گم شده تو زندگيم رفت و كتاب عشقمو زير غبار روزگار از ياد اون رفت و حالا منم اسيرو بي قرار رفت و كبوتراي عشق واسش بهونه ميگيرن گلاي باغ زندگيم از غم هجرش ميميرن رفت و نگفت كه كي مياد نگفت بي يادم ميمونه اما دل ساده من باز اونو عاشق ميدونه.
+ نوشته شده در شنبه 8 دی1386ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
از این
از اين همه درد هرچي بگم بازم كمه رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگيم با يك بغل شعرو غزل كه گم شده تو زندگيم رفت و كتاب عشقمو زير غبار روزگار از ياد اون رفت و حالا منم اسيرو بي قرار رفت و كبوتراي عشق واسش بهونه ميگيرن گلاي باغ زندگيم از غم هجرش ميميرن رفت و نگفت كه كي مياد نگفت بي يادم ميمونه اما دل ساده من باز اونو عاشق ميدونه.
+ نوشته شده در شنبه 8 دی1386ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خیره می شوم
خيره مي شوم به عقربه ها مي شمارم لحظه هاي بودنت را چشمانم را كه مي بندم گاه گاهي برايم مي خواني دفتر سفيدم را مي گشايم مي نشينم در خلوت اتاقم و از سرماي نبودنت خود را در آغوش مي كشم و سكوتِ لحظه هايم را مي نگارم براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
+ نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دل
دل به هر ياري كه داديم به پاس دوستي دشمنيها كرد با ما در لباس دوستي جان فدا كرديم وياران قدر ما ندانستند كور باد ان ديده نا حق شناس دوستي
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کاش
کاش گل باغ بهارت بودم اندر قفس عشق هزارت بودم اي کاش به هر سو که نظر ميکردي من مردمک چشم خمارت بود
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
صدای پای آب
صدای پای آب
در باغ مخفی خود در جستجوی گلی بی عیب هستم
در انتظار بهترین ساعات عمر خود
در باغ مخفی ام
هر چند چون برگی بر زمین می افتم
اما هنوز ایمان دارم
که تو دانه ای را در زمین می کاری
و من رشد آن را به تماشا می نشینم
نمی دانم کجا هستم
و چهره ام کجاست!
می دانم که جایی همین نزدیکی هاست
آرزو داشتم که رنگ موهایم را بدانم
اما حالا می دانم که پاسخ آن جایی در باغ مخفی پنهان هست
آنجا که گلبرگها نمی ریزند
و قلب ها به سنگ بدل نمی شوند
جایی برای متولد شدن
آنجا که نه گل سرخی کنده می شود
و نه عشقی تحقیر!
اگر در انتظار باران بنشینم که بر من بوسه زند
آیا تشنگی ام پایان خواهد یافت؟
آیا از این امتحان سر بلند خواهم گذشت؟
و اگر در انتظار رنگین کمان بنشینم
آیا آن را خواهم دید؟
یا از کنار من بی صدا خواهد گذشت؟
بدون آنکه دیده شود
یا من بتوانم آن را ببینم...
مگر آنکه معجزه ای رخ دهد
و دوباره بینا شوم
بعد از این همه گفت و شنود
هنوز ایمان دارم که زنده هستم
هر چند چکمه های زیادی از روی من می گذرند
اما آفتاب مرا می بوسد
و در آغوش خود می فشارد
من قوی هستم
و شاید هنوز فرصتی باشد
که دوباره رشد کنم
هنوز در جستجوی گلبرگی هستم که نریزد
قلبی که سنگ نشود
جایی که متولد شوم...
این باغ مخفی من است،
آنجا که گلهای سرخ نمیمیرند
و هرگز عشقی را دست کم نمی گیرند
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به دیدارم
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدامانند دلم تنگ است بیا ای روشن ، ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها دلم تنگ است یبا بنگر ، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی بیا ،ای همگناه من در این برزخ بهشتم نیز و هم دوزخ
+ نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
شمع
شمع مي سوزد و پروانه به دورش مغرور ، من که مي سوزم و پروانه ندارم چه کنم
+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
میتوان
میتوان آری ، صلای مهربانی ساز کرد
با سلامی ، قفل خاموشی ز لبها باز کرد
میتوان همسا یه را بار د گر همسا یه دید
ا ز صمیم دل سخن از آ شنائی سا ز کرد
میتوا ن با همتی درهای زندان را گشود
با ل اندر با ل آزا دی د می پروا ز کرد
میتوان زخم دل مام وطن را چاره جست
غنچه های خنده بر لبهای دختش باز کرد
میتوان نام شهیدان را به هر شعری سرود
سینه را با عطر پاک یاد شان دمساز کرد
میتوان فارغ شد از این نکبت دیرینه سال
ز ند گا نی را ز نو با فرهی آ غا ز کرد
میتوان میخانه را از شعر حافظ پر نمود
د مبدم نوش ا ز می مرد افکن شیراز کرد
میتوان بی ترس ازتکفیر واز تعزیر و حد
د ست د ر آغوش گرم د لبری طنا ز کرد
میتوان از عاشقی بس قصه ها گفت و شنید
نغمه ی " میخواهمت" را هرکجا آواز کرد
+ نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
صدای
صدای پای آب
میشود یکبار دیگر مهربانی ساز کرد ؟
با نگاهی، عاشقی را میشود آغاز کرد؟
میشود در آ سمان بیکر ا ن د یده ای
پرکشید و تا فراسوی افق پروا ز کرد؟
میشود خون شد به رگهای عطشناکی دوید
با تپیدن های نبضی بوسه را آغاز کرد؟
میشود بی پا و سر، ویرانه شد دیوانه وار
قصه های عاشقی در هرگذر آواز کرد؟
میشود آهسته در پیراهنی همچون نسیم
نرم نرمک تا درون سینه ای ره باز کرد؟
میشود لب شد سراپا و هزاران بوسه را
درسکوتی پر هیاهو با لبی همراز کرد؟
میشود یک لحظه در گلزارچشمانی نشست
شکوه های بی حد از آن نرگس پرناز کرد؟
میشود در عطر راز آمیز گیسوئی چمید
وارهید ازخویش و دل همراه آن طناز کرد؟
میشود خاموشی دیرینه را درهم شکست
نغمه ی جانپرور"میخواهمت"را ساز کرد؟
+ نوشته شده در دوشنبه 26 آذر1386ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نام من
نام من در زمره ی این نامداران . گو مباش بر سر امواج سر گردان. چه تصویری مرا نشئه ی جاوید من از باده ی شوریدگی است بهتر از این مست خواهی. با چه تخدیری مرا من بدین ویرانی دل. بسته ام امیدها عشق اباد ابد بادا. چه تعمیری مرا همدم شبهایم...! همیشه سبزوعاشق باشید.
+ نوشته شده در سه شنبه 20 آذر1386ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |