دلم برای دیدنت
دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده. بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده
+ نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ساکنان دریا پس مدتی صدای
ساکنان دریا پس مدتی صدای امواج را نمی شنوند....چه تلخ است قصه ی عادت
+ نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اي كاش آشنائيها نبود
اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در قمار زندگي عاقبت ما باختيم
در قمار زندگي عاقبت ما باختيم بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اي نشسته در خيال من فراموشم مکن
اي نشسته در خيال من فراموشم مکن با فراموشي و تنهايي هم آغوشم مکن زندگاني مي کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش خاموشم مکن
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 11:3 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به تو ديگر نتوان کرد سلام به تو ديگر
به تو ديگر نتوان کرد سلام به تو ديگر نتوان بست اميد به تو ديگر نتوان انديشيد که تو ديگر گل ناز همه اي.
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي
وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
وقتي عشقت رو از دست دادي
وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست
+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دوست دارم يه سنگ بردارم
دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محكم بكوبم توي سرت تا بفهمي كه فراموش كردن من چقدر سخت و دردناکه
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
کاش ميشد اشک را تهديد کرد مدت لبخند
کاش ميشد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد کاش ميشد در ميان لحظه ها لحظه ي د يدار را نزديک کرد
+ نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پرستوها چرا پرواز کرديد؟جدايی
پرستوها چرا پرواز کرديد؟جدايی را شما آغاز کرديد جدايی بي وفايی قهر و دوری همه باشند گناه آشنايی
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه
+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
فاصله
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست, شايد آن خنده كه امروز دريغش كردي، آخرين فرصت همراهي ماست
+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط •[A]•[H]•[M]•[A]•[D]• |
روزگار همیشه بهار نیست گاهی ابر سیاهی
روزگار همیشه بهار نیست گاهی ابر سیاهی بر ان سایبان مرگ می افکند و بهترین دوست و همدم را از هم جدا می کند روزی که از من جدا چندان مهم نیست به خاطرات گذشته مان فکر کن و برو
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه
يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دردرون ذهن من هرگز نمي ميرد کسی
دردرون ذهن من هرگز نمي ميردکسي مرگ احساس مرا،ماتم نمي گيردکسي سالهامن رفته ام ازخاطرات اين وآن يک سراغ ساده هم ازمن نمي گيرد کسي راستي چرا؟
+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود
+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
براي شنيدن صداي كه دوستش ميداري
براي شنيدن صداي كه دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را كه آن سوي سيم ها كسي بي احساس ميگويد: برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد
+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دوستی مسخره است
دوستی مسخره است . . . مهربانی ممنوع. . . کاش می دانستی . . . که نباید حس کرد . . . که نباید دل بست
+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ديروزها به دنبالت دويدم
از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي
+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر رو سرت مي گيري
عاشق باروني ولي وقتي بارون مياد چتر رو سرت مي گيري ميگي عاشق برفي ولي از يه گوله برف مي ترسي ميگي عاشق پرنده اي ولي اونو تو قفس زندوني مي کني انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 8:31 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي
ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده ....
+ نوشته شده در یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد
+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روزی با خودم فکر کردم اگر او را
روزی با خودم فکر کردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم ولی امروز حاظر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست !
+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي
بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند
+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
از طرف اوني كه تنهاست،
از طرف اوني كه تنهاست، تنها اومده، تنها ميره، تنهاش ميزارن، تنها نمي زاره، تنها يك ارزو داره، اونم اينه كه تنهاش نذاري
+ نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دوست داشتم ولی هرگز
دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی می ری شعر جدایی رو می خـونی می ری تنها میشم با بغض و گـریه تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی
+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عاشقي جرم قشنگي است
عاشقي جرم قشنگي است به انكارش مكوش!
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 9:28 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي
روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسانتر است،
تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسانتر است، تحمل اندوه از گدايي شادي راحتتر است. بهتر است انسان بميرد تا به گدايي زندگي برخيزد
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ديگر روزگار
ديگر روزگار اعتمادبا باران وبابونه هاي خيالي گذشته است
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اي دوست دلت هميشه زندان من است
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
غم غروب نگاهت نشست
غم غروب نگاهت نشست بر روحم بمان ستاره که بهار بی تو میمیرد میان دشت بنفشه کنار برکه عشق برای شهر دلم انتظار میمیرد
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 8:44 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
پیام های عاشقانه ام را که فقط به تو می نوشتم
پیام های عاشقانه ام را که فقط به تو می نوشتم ، برای همه می فرستادی ! دنیا را عاشق کرده ای و خود ، از هفت دولت آزادی !
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تو به اندازه تنهايي من زيبايي
تو به اندازه تنهايي من زيبايي ، من به اندازه زيبايي تو تنهايم
+ نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود
+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 6:17 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من غريبه ي ديروزم و آشناي امروز
من غريبه ي ديروزم و آشناي امروز
و فراموش شده ي فردا
پس در آشنايي امروز مي نگرم
تا در فراموشي فردا يادم كني
و فراموش شده ي فردا
پس در آشنايي امروز مي نگرم
تا در فراموشي فردا يادم كني
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دل آدمها مثل يك جزيره
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
كاش كسي تو دلمون پا نميذاشت
كاش كسي تو دلمون پا نميذاشت... كاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... كاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
باور کن مرا و بشناس،
باور کن مرا و بشناس، همانطور که من تو را شناختم و باور کردم. ای تنها امید و تکیه گاه من، هیچ گاه تنهایم نگذار و محافظ خوبی برای قلب عاشقم که به تو سپرده ام، باش
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نه خطّی گوشه ی چشمم
نه خطّی گوشه ی چشمم! نه رنگی بر لب و گونه ... اتاق خواب من خالی ... ز عطر وحشی پونه !... ... دوباره روی تخت من ... کتاب شعر و خودکارم! و تعدادی ورق پاره ... برو!...از عشق بیزارم !
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
چه زیباست
چه زيباست بخاطر تو زيستن و برای تو ماندن و به پاي تو سوختن و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن برای تو گريستن و به عشق و دنيای تو نرسيدن ... ای كاش ميدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشكيباست ...
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آنکه
آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت
+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خواستم
خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش. يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
وقتی
وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاق پرازعكس ميشه ولي هميشه دلت واسه كسي تنگ ميشه كه نميتوني عكسشو بزني به ديوار
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خیلی ها
خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درک مي کنه
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
در تمام
در تمام شعرهایم بی سبب جا کرده ای تو در تمام حرف هایم اولش تو آخرش تو ddd یاد داری گفته بودم زیر لب پنهانی و سرد این دو حرف زشت و زیبا دوستت دارم باز برگرد!! ddd تا همیشه مانده در دل ای همیشه از تو جاری بر لبان خشک و سردم آخرین برگ بهاری ddd یادم آمد در جواب بی جوابت آمدی سنگین و خاموش با نگاهی خسته و سرد گفتی این عشق را کن فراموش ddd
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
رفت و
رفت و منو تنها گذاشت با كوله بار خستگي- گم شدم و تنها شدم تو كوره راه زندگي رفت و نگاهي ام نكردبه اين مسافر غريب كه بعد اون چه ميكشه از اين همه درد و فريب رفت و نگامو نديد كه غرق بارونو غمه از اين همه درد هرچي بگم بازم كمه
+ نوشته شده در شنبه 8 دی1386ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
رفتی
رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شکستم
غير تو که دوري از من دل به هيچ کسي نبستم
بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شکستم
غير تو که دوري از من دل به هيچ کسي نبستم
+ نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
گفت
گفت مردی به همسرش روزی... من بميرم چگونه خواهی زيست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر.. تو بميری برای من کافيست
+ نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من یه
من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم .
چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من یه
من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم .
چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من یه
من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم .
چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
نشانی
نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم : در عصرهای انتظار، به حوالی بی کسی قدم بگذار!خیابان غربت راپیداکن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!کلبه ی غریبی ام را پیداکن ، کنار بید مجنون خزان زده وکنار مرداب ارزوهای رنگی ام !در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!حریر غمش را کنار بزن !مرا می یا بی .
+ نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دوستت
دوستت داشتم.... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم .... اما انقدر بزرگ شدم که يادم رفت دوستت دارم
+ نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
تنهایی
تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم؟ وقتي اشک نمي گذارد اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تارعشق مي اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقي را؟ بگو چگونه بعد از اين تحمل کنم لحظات تنهايي را؟ با نوشتن تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به اينکه تنهايم بگذاري بگو چگونه احساسم رابنويسم که ديگر دلم از تنهايي و بدون تو بودن خسته شده....؟؟؟ آلبرت انيشتين مي گويد: تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق
+ نوشته شده در سه شنبه 20 آذر1386ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بنویس
بنویس از سرخط: بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه: وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست اونکه گذاشتو رفت: یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده دیگه صداش نکن: بذار خودش بیاد دنبالت بگرده دیگه گریه نکن: آخه اشک تو باعث شادی اونه دیگه به پاش نسوز: آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه اگه میخواست میموند: حالا که رفتو غصش رفته ز یادم اگه پیشم میموند: دیگه جز اون به هیشکی دل نمیدادم
+ نوشته شده در یکشنبه 18 آذر1386ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دلم
دلم هوايت را كرده كاش بودي و باهمه خستگيها مي خنديديم ... تو مي داني دلم بهانه چه چيز را مي گيرد ذره ذره وجودم پر از بهانه است بهانه نبودنت من از اين همه تنهايي خسته ام چرا با من حرف نمي زني ؟ چرا نيستي ؟ تو كجايي؟ چرا ديگر برايم نمي نويسي ؟
+ نوشته شده در شنبه 17 آذر1386ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
چه غمگین است
چه غمگین است آهنگ خداحافظ، من از شهر تو با یاد تو خواهم رفت ولی دانی تو از یادم نخواهی رفت. نمی گویم فراموشم نکن هرگز، ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش
+ نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
چندین
چند ين و چند صبا است دل داده ام به دريا در زورقي شكسته، رو كرده ام به دريا آمال و آرزويم، چنديست رفته بر باد تنها نشسته بودم، رفتم بسوي دريا در ساحلش نشستم، با خود، قصه كردم گفتم كه اين خيال است يا موج روي دريا
+ نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دیروز
دیروز با یک دسته گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 9:21 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
به غم
به غمِ كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد .... عجب از محبتِ من،كه در او اثر ندارد؛ غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد .... دلِ من زِ غصه خون شد،دل او خبر ندارد؛
+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
عشق
عشق و درويشي و انگشت نمايي وملامت همه سهل است تحمل نکنم بار جدايي
+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اگر
اگه دلت برام تنگ شده بیا پایین منو ببین
.
.
.
.
دیر اومدی رفتم!
.
.
.
.
دیر اومدی رفتم!
+ نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
از پشت
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هرگز
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دردم را
دردم را به كه گويم ؟
خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود .
خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،
پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و .....................
خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم .
درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد...
خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود .
خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،
پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و .....................
خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم .
درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد...
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
می خوام
میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 11:2 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
خوب
خوب در يادم هست
آسمان آبي بود
باد سردي به تماشا مي شد
برگ زردي رقصيدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت
فرستاده شده: سمیرای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
رفتنت
رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن
فرستاده شده: سمیرای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
آن کوچه
آن كوچه ي پر ز ماجرا يادت هست؟
و بازي گرگم به هوا يادت هست؟
باران كه گرفت هر دومان خيس شديم
مانند گل و پرنده ها يادت هست؟
روزي كه تو را باز صدا زد مادر
گفتي:‹‹نمي آيم به خدا ››يادت هست؟
در بازي گرگم به هوا مادر برد
از من كه تو را كرد جدا يادت هست؟
آن روز گذشت و بهاري ديگر
نگذاشت به باغ ما پا يادت هست؟
تو نيستي که ببيني
فرستاده شده: سمیرای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ازش
ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت به اندازه شكوفههاي بهاري. و چه راست ميگفت چون شكوفههاي بهاري مهمون دو روز بودن
فرستاده شده: سمیرای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
یاران
ياران به خدا كه بي وفايي نكنيد با عاشق دل خسته جدايي نكنيد يا دوست بمانيد تا آخر عمر يا كه از اول آشنايي نكنيد
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
درون کوچه
درون کوچهً قلبم، چه غمگينانه مي پيچد صداي تو که مي گفتي ، به جز تودل نمي بندم
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
من پر از سکوت
من پر از سکوتم توبخوان!!!!من سرشار رفتنم توبمان!!!!!بي توآرامش ندارد دل دريايي من بي توفرجامي ندارد شب تنهايي من
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:16 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
اشکهایم
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
فرستاده شده از : سميراي تنها
+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
سردی نگاه
سردي نگاه رو بشكن فاصله سزاي ما نيست ميدونيم واسه هميشه اين جدايي حق ما نيست بودن تو آرزومه... حتي واسه ي يه لحظه . مي ميرم بي تو! خوندن من يه بهانه است يه سرود عاشقانه است من برات ترانه ميگم تا بدوني كه باهاتم تو خوده دليل بودنم بي تو شب سحر نميشه مي ميرم بي تو من عشقت رو به همه دنيا نميدم حتي يادت رو به كوه و دريا نميدم با تو مي مونم واسه هميشه اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم واست مي ميرم جواب دنيا رو مي دم با تو مي مونم واسه هميشه خاطرات تو
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 8:22 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
روزی
از روزي كه تو رفتي پريده رنگ شادي اما خورشيد مي تابه مثل يه روز عادي چه طور هنوز پرنده داره هواي پرواز چه طور هنوز قناري سر ميده بانگ آواز مگر خبر ندارن تو رفتي از كنارم چرا بهت نگفتن بي تو چه حالي دارم به چشم خسته ي من آسمون از سنگ شده لعنت به اين تنهايي ... دلم برات تنگ شده آفتاب نشسته روي گل هاي سرخ قالي خيال تو كنارم توو اين اتاق خالي عطر تنت پيچيده توي اتاق خوابم
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 8:20 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هیچکس
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 8:20 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
هیچ چیز
هيچ چيز سختر از انتظار نيست ، آن هم انتظار براي لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد ، اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه ي زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه ي زيبا نصيبم شود
+ نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
برگا
برگا از درخت خسته ميشه پاييز بهونست
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
زندگی
گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت با عشق ساخت، با بي وفايي سوخت، با جدايي مُرد
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بدترین
بدترين شكل دل تنگي وقتي است كه در كنار كسي باشي كه دوستش داري؛ ولي بداني كه هيچ وقت به او نمي رسي.
+ نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
می دانم
مي دانم كه بي تو ؛ زندگي برايم تاريكتر از سياهيست مي دانم اما مي داني ، كه با تو بودنم تنها راهيست كه مي توانم از آرزوهايم ، قفل شكست را بردارم
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
دلم
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
شو خی شوخی
بچه ها شوخي شوخي به گنجيشكا سنگ ميزنن ولي گنجيشكا جدي جدي ميميرن آدما شوخي شوخي به هم زخم ميزنن ولي قلبها جدي جدي ميشكنن تو شوخي شوخي به من لبخند زدي ولي من جدي جدي عاشقت شدم تو هم يه روز شوخي شوخي تنهام ميزاري منم جدي جدي بي تو ميميرم
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 3:40 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
ضریه
آن گاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 7:44 قبل از ظهر توسط ََِADD LiSt |
بودی
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تورا از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم به هرجا که بودی سر رهگذار تو جا میگرفتم اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی و گر سنگ بودی به هرجا که بودم مرا می شکستی مرا می شکستی
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |
قلب
صدای قلب او را میشنیدم ... امید داشتم طنین عشق از آن به گوش رسد ، اما صدای بیگانه ای را از قلبش شنیدم ! خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد ! گناه تنها کردار زشت نیست ... گناه میتواند ذهن هوس آلود باشد
+ نوشته شده در دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط ََِADD LiSt |

